الشيخ أبو الفتوح الرازي
33
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
سگالند ، چنان كه شاعر ابيات شعر به شب ( 1 ) سگالد . * ( وَاللَّه يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ ) * ، و خداى آنچه ايشان مىسگالند مىنويسد . در معنى او دو قول گفتند : يكى آن كه خداى تعالى در لوح محفوظ بنويسد تا ايشان را بر آن جزا دهد ، و قولى دگر آن كه : در نوشتهء قرآن بر تو انزله كند ( 2 ) چنان باشد كه او نوشته ، و روا باشد كه فرشتگان را فرمايد تا برنامهء اعمال ايشان نويسند ، آنگه چون به امر او بود اضافه با خود كرد . و گفتهاند : معنى « يكتب » يحفظ است ، و خداى تعالى نگاه دارد آنچه ايشان مىكنند ، چنان كه كسى چيزى به كتابت نگاه دارد . آنگه رسول را - عليه السّلام - فرمود كه : از ايشان اعراض كن و بگرد و توكّل بر خداى كن ، يعنى به ايشان التفات مكن و بر ايشان اعتماد مكن ( 3 ) با خداى تعالى افگن كه خداى تعالى بس است و كيل [ 328 - ر ] كه قيام كند به آنچه به او تفويض كنى . قوله : * ( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ ) * ، حق تعالى گفت : در اين قرآن تأمّل نمىكنند و آنگه ( 4 ) اگر نه از نزديك خدا بودى در او خلاف بسيار بودى ، و در آيت چهار دليل است بر چهار اصل از اصول مذهب ما : يكى بطلان تقليد و حثّ بر نظر و تأمّل و تدبّر ، دگر دليل است بر بطلان قول آن كس كه گفت : معنى قرآن نشايد دانستن الَّا به قول رسول ، و اين مذهب مجبّران است و جماعتى حشويان ، براى آن كه خداى تعالى ما را حثّ كرد بر تدبّر و تأمّل او بدانيم كه كلام خداست بانتفاء الاختلاف عنه ، و اين آنگه باشد كه ما از او به تأمّل چيزى بدانيم . دگر دلالت آن كه او كلام خداست به نفى اختلاف و تناقض فرمود ، نه از جهت قدم و حدوث ، نه گفت اگر نه كلام خداى بودى محدث بودى . دليل چهارم آن كه اختلاف و تناقض و تفاوت نه از فعل خداى است ، براى آن كه اگر از فعل او بودى از عند او بودى ، و خداى تعالى گفت : آن از عند غير من باشد . و معنى « تدبّر » نظر در عواقب امور باشد ، و تدبير اصلاح كار باشد براى عاقبتش ، و اصل او از دبر است ، و دبر الأمر ، عاقبته ، و تدابر كه تواضع است ( 5 ) هم از اين
--> ( 1 ) . آج ، لب : كه شاعران كار و انديشهء شعر را به شب . ( 2 ) . مر : انزال كند . ( 3 ) . مر و گفتند ايشان را عقوبت مكن . ( 4 ) . تب ، آج : آنك / آن كه . ( 5 ) . آج ، لب ، مر : تقاطع .